شوند ,فرنگی

چند وقت پیش ی پستی گذاشت بود فاطمه سادات با این نام

((توت فرنگی با طعم خدا))

بعدش این که من می گویم خود فاطمه هم توت فرنگی است با طعم خدا...

که توسط خود خدا برای من فرستاده شده...

مگر نه؟..

وگرنه تو اوج روز هایی که تنهایی و ... وتتها دوستت هم ازدواج کند و دیگر مثل قبل نتوانی رویش حساب باز کنی...وقت هایش به شدت پر باشد...

خدا از آن بالا برایت تالاپ یک دوست دیگر میندازد...که آن قدر دوستش داشته باشی که دیگر کمبود هایت کم تر و کم تر شوند...

هرچند با تو شاید خیلی فاصله دارد ولی ....

که مثلا برایش بگویی حرف وامانده ی گلویت را و پشت سر هم اشک بریزی و  راه کار نشانت بدهد...

یک راهکاری که شبش جوابت را بگیری...

یا هر حرفی که در تنهایی هایت باید به دوشت بگیری  بیاید کمکت کند و یکمش را به دوشش بگیرد...

من هم می گویم این ادم های دوست داشتنی که یکهو از وسط نیستی  هست می شوند ...

و می شوند جزء بهترین هایت،  خدا آن ها را فرستاده...

مگر نه؟

: )

منبع اصلی مطلب : دلنوشته های یک دختر شیعه
برچسب ها : شوند ,فرنگی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : توت فرنگی با طعم خدا2